لیلی و مجنون
شاعر: نظامی
هروقت صحبت از "عشق" میشه فوری یاد "لیلی و مجنون" می افتم! هیچ کسی نتونسته مثل نظامی اینقدر زیبا و تاثر برانگیز عشق رو توصیف کنه!
بنظر من جایی که اوج عشق مجنون به لیلی رو نشون میده راز و نیاز مجنون در کنار کعبه است! اینقدر این بخش رو خوندم و زمزمه کردم تقریبا حفظ شدم و همیشه هم چشمام پراشک میشه!
مجنون چو حدیث عشق بشنید |
| اول بگریست پس بخندید |
از جای چو مار حلقه برجست |
| در حلقه زلف کعبه زد دست |
میگفت گرفته حلقه در بر |
| کامروز منم چو حلقه بر در |
در حلقه عشق جان فروشم |
| بیحلقه او مباد گوشم |
گویند ز عشق کن جدائی |
| کاینست طریق آشنائی |
من قوت ز عشق میپذیرم |
| گر میرد عشق من بمیرم |
پرورده عشق شد سرشتم |
| جز عشق مباد سرنوشتم |
آن دل که بود ز عشق خالی |
| سیلاب غمش براد حالی |
یارب به خدائی خدائیت |
| وانگه به کمال پادشائیت |
کز عشق به غایتی رسانم |
| کو ماند اگر چه من نمانم |
از چشمه عشق ده مرا نور |
| واین سرمه مکن ز چشم من دور |
گرچه ز شراب عشق مستم |
| عاشقتر ازین کنم که هستم |
گویند که خو ز عشق واکن |
| لیلیطلبی ز دل رها کن |
یارب تو مرا به روی لیلی |
| هر لحظه بده زیاده میلی |
از عمر من آنچه هست بر جای |
| بستان و به عمر لیلی افزای |
گرچه شدهام چو مویش از غم |
| یک موی نخواهم از سرش کم |
از حلقه او به گوشمالی |
| گوش ادبم مباد خالی |
بیباده او مباد جامم |
| بیسکه او مباد نامم |
جانم فدی جمال بادش |
| گر خون خوردم حلال بادش |
گرچه ز غمش چو شمع سوزم |
| هم بی غم او مباد روزم |
عشقی که چنین به جای خود باد |
| چندانکه بود یکی به صد باد |
میداشت پدر به سوی او گوش |
| کاین قصه شنید گشت خاموش |
دانست که دل اسیر دارد |
| دردی نه دوا پذیر دارد |
شعر را در اینجا بشنوید!
پادکست دکلمه را در اینجا ببینید!
پ.ن 1: دیروز روز پیوند دو عاشق، دو معشوق، دو لیلی ، دو مجنون، ، روز پیوند دو عشق بود! پ.ن 2: حاصل این پیوند، عشقی ابدی ست که چهل روز دیگر متولد می شود! پ. ن3: عشق فقط یک کلام! حسین علیه السلام!
برچسبها: عاشقانه, لیلی و مجنون
